X
تبلیغات
خاطرات سفرهای من - پوکت و پاتونگ بیچ و تور جزیره فی فی
خاطرات سفرهای من
از فرودگاه پوکت تا هتل ما که تو پاتونگ بیچ یکی از بهترین )یعنی بهترین ( ساحل پوکت بود تقریبا ۱ ساعت راه بود که مسیر کوهستانی و جنگلی بود که بارون هم می بارید . تو مسیر هم لیدر ما( یک لیدر و یک ماشین فقط در اختیار ما دو نفر بود تو پوکت واقعا خوب به ما رسیدن چون هتل خوبی انتخاب کرده بودیم برای همین سرویسی که به ما داده می شد با بقیه فرق داشت البته تو پوکت ایرانی تقریبا اصلا ندیدیم ولی دیگران هم هر ۵-۶ نفر یه لیدر داشتن که برای  ما اینطور نبود) البوم کلیه تورهای ممکن در پوکت را به ما نشون داد تا انتخاب کنیم تا برای ما برنامه ریزی بکنه که ما برا ی فردا صبح تورجزیره فی فی را انتخاب کردیم .


هتل ما واقعا عالی یک استخر فوق اللعاده زیبا داشت با اتاقهای خیلی خیلی زیبا . البته خود پوکت هم با پاتایا قابل مقایسه نبود واقعا طبیعت زیبایی داشت با سطح کلاس و فرهنگی خیلی خیلی بالاتر از پاتایا. تو پوکت سه روز تو پاتونگ بیچ کارناوال بود کناره ساحل دکه های فروش برپا کردن با سکوهایی برای اجرای شو و رقص واقعا عالی بود و خوش گذشت عصرها می رفتیم این کارناوال خرید و ماساژ و ... .

تور فی فی آیلند واقعا عالی بود از هتل که اومدن دنبالمون رفتیم و سوار این قایقهای سریع شدیم

 و رفتیم به طرف فی فی آیلند سره راه کلی جزیره دیگه هم دیدیم وسط راه چند جا برای دیدن کف اقیانوس توقف داشتیم . با خودمون نون تو آب می بردییم و ماهیها گله ای حمله می کردن و نونها را می خوردن واقعا زیبا بودن هم ماهیها هم کف دریا .

یه جزیره هم سره راه برای شنا پیاده شدیم که گویا لئوناردو دیکاپریو اونجا فیلم بازی کرده .! 

تو ساحل میمونهای یه جزیره  دیگه هم که برای غذا دادن به میمون ها توقف کردیم که خیلی با مزه بود میومدن موزها را از ما می گرفتن پوست می کندن و می خوردن . خیلی قشنگ بودن .

نهار هم رفتیم یه رستوران تو خود جزیره فی فی . که کلی غذا و دسر و میوه رو میزها بود که همشون هم خیلی خوب بودن . فقط بعضیهاشون زیادی تند بود.  من اونجا هشت پا خوردم که مزه خواصی نمی داد . !  سره میز هم کلی پرنده کوچولو بودن که تا یکی میزش را ترک می کرد به بشقابش حمله می کردن

بعد از نهار برای استراحت به یک جزیره دیگه (ساحل آزادی  )  رفتیم تا همه شنا کنن استراحت کنن خرید و ... . که من اونجا کمی صدف جمع کردم . یکم خرید کردیم و باز هم با وسائل قواصی رفتیم تماشا ماهیها واقعا جالب بودن گله ای حرکت می کردن و تا دمه ساحل می یومدن رو پای آدم . :)

تو راه برگشت بارون گرفت . چون سرعت قایق خیلی زیاد بود و ما هم قسمت بدون سقف قایق نشسته بودیم . قطره های بارون مثل سوزن می رفت تو تنمون . خیلی بامزه بود کلی خندیدیم . 
بعد هم که شب برگشتیم رفتیم همین کارناوال ۳ روزه برای خرید و گشتن و البته  ماساژ که خیلی کیف می داد .

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 12:53  توسط ندا  |